![]() |
![]() |
|
| و در این تنهایی |
|
آی آدمهای رنگی که در این شهر شلوغ و در این جامعه سرد و کثیف بین من با خود من با نفس یا که حضورٍ موج و امواج صداتان و نگاهی که پی دیدن من می گردد فاصله انداخته اید . لحظه هامان همه در دست شماست . دستهامان تشنه لمس همند . لحظه هامان همه از جنس بلور نشکنیدش که پر از خاطره ۶شش سالند لحظه های رفتن و تنشهایی که از سر جبر شما کائنات خود خواه سر ما می آید .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 1:6 توسط zahra |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
و در این تنهایی
روزها می گذرند لحظه ها می آیند ... |
| پیوندهای روزانه |
|
سید علی صالحی علیرضا آدینه رضا حیرانی مرتضی نجاتی سهراب سپهری آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|