![]() |
![]() |
|
| و در این تنهایی |
|
این همه شعر های گمشده که در مرداب دلم گندیده اند بوی عشق می دهند از ته دلت بیرون که می اید نه دیگر می توانی برای کسی بخوانیشان نه در ارشیو شعر عای وبلاگت بگذاری نه .... تو این کار را نمی کنی تو را لو می دهند بر ملا که شود همه می فهمند درون دلت چه می گذرد حتی بوی گند دلت به مشام قطارهای مترو هم می رسد و آن موقع زمانی است که باید دوباره به دنبالش بدوی تا بگیریش عفتت هست که بر بادش می دهی تا آخر عمر هم بدوی فرار می کند و در این شعر گمشده هم بوی حرف مفت بوی دروازه های باز می آید حالا دلت که هیچی دستت هم دیگر به او نمی رسد . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 18:38 توسط zahra |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
و در این تنهایی
روزها می گذرند لحظه ها می آیند ... |
| پیوندهای روزانه |
|
سید علی صالحی علیرضا آدینه رضا حیرانی مرتضی نجاتی سهراب سپهری آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|