تبليغاتX
ذره های ذهنم
و در این تنهایی
اولین بار که دست خدا به رویم بلند شد یادم نیست

..................................................

آهان یادم آمد فکر کنم ۲۸/۸/۱۳۶۶ بود

 همون روزی که به دنیا آمدم .

  

+ نوشته شده در  جمعه دهم اسفند 1386ساعت 3:41  توسط zahra | 
دست خدا که به رویم بلند شد

حس نکردم

مثل زخم زبانهای مادرم

ولی ... 

                              از دست پدرم سنگین تر بود .

+ نوشته شده در  جمعه دهم اسفند 1386ساعت 2:41  توسط zahra |